به نام خدا
این روزها
با سلام و تبریک سال نو به تمام دوستان.
ناکامی تیم ملی و بر کناری علی دایی:
اسفند ماه سال ۸۶ که فدراسیون فوتبال به دنبال مربی برای تیم ملی بود و در این میدان آقای علی دایی را نادیده گرفته بودند روح شهرت طلب و زیاده خواهی آقای دایی باعث شد تا طبق معمول جنجال آفرینی نموده و به فدراسیون فوتبال و نقش آفریننان این عرصه حمله ببرد که چرا ایشان را بازی نداده اند .آقایان نیز که در گیر و دار قدرت و سیاست فوتبال پشیزی برایشان ارزش ندارد بدین منظور آقای دایی را به مربیگری انتخاب کردند که با یک تیر دو نشان بزنند اولا اگر آقای دایی ( که ذره ای هنر و تخصص مربیگری در وجودش نیست) در این عرصه نا کام بماند، بدین وسیله آقایان پوز ایشان را بزنند و رسوایش کنند و دماغش را به خاک بمالند تا دیگر ایشان باشد که هارت و پورت الکی نکند از طرفی اگر دایی موفق بشود و تیم فوتبال ترقی نماید آقایان از انتخابی که کردند به خود ببالند و موفقیت پیش آمده را مرهون انتخاب به جای خود بداند، که هدف اول آقایان بر آورده شد و چنانکه دیدید و قابل پیش بینی هم بود پوز آقای دایی زده شد.( البته اگر چند وقت دیگر آقای دایی پر مدعاو جاه طلب از یک جا یا یک سمت دیگر از قبیل ریاست فدراسیون فوتبال، رئیس سازمان تربیت بدنی، نمایندگی مجلس، مشاور رئیس جمهور در امر ورزش ، مربی تیم ملی جوانان و ... سر در آورد تعجب نکنید) .
نکته قابل توجه در این امر این است که ورزش در کشور ما در اولویتهای آخر برنامه های سیاستگزاران قراردارد و بینش حاکمیتی و سیاسی در کشور ما به ورزش، در مقایسه با ابزارهای دیگر قدرت از قبیل قدرت نظامی و توان سیاسی و اقتصادی اهمیت چندانی قائل نیست و آثار آن را در عرصه های بین المللی ورزش از قبیل ناکامی در المپیک و فوتبال و ... ملاحظه می کنیم و ورزش به راحتی قربانی بازیهای سیاست و قدرت می شود . اگر چه در ظاهر دستور تشکیل کمیته ها و تشکلهایی برای یافتن علت این ناکامیها می شود ولی وقتی دکترین سیاسی نظر بر بی اعتنایی به ورزش داشته باشد، راه به جایی نخواهیم برد. شاید این امر نشات گرفته از این تفکر باشد که در دین اسلام ورزش های رایج کنونی لهو لعب هستند و روا نیست زیاد به آنها بها داده شود و امور مهمتر از ورزش بسیارند.
سیل عجیب و کم سابقه در قم :
صبح روز سه شنبه یازدهم فروردین صبح وقتی به قصد محل کار از خانه خارج شدم در حالی که باران شدیدی از دیشب در حال باریدن بود، وقتی کنار رودخانه(قمرود) که از وسط شهر قم و کنار حرم حضرت معصومه می گذرد رسیدم متوجه تجمع مردم کنار دیواره های بتنی کنار رودخانه شدم که گویی مشغول تماشای چیز عجیبی داخل رودخانه هستند . رودخانه ای که به جهت خشکی و بی آبی چند ده ساله، تبدیل به فضای سبز و پارکینگ بزرگی برای شهر شده بود ( و به بزرگترین رودخانه ـ پارکینگ خاورمیانه معروف بود)و تا روز قبل پر از ماشین مسافران و چادرهای مسافرتی بود.
وقتی نزدیک تر رفتم از تعجب نزدیک بود شاخ در بیاورم .رودخانه( ای که عرض آن حدودا ۵۰ متر و ارتفاع دیواره های بتنی آن تغریبا ۴ متر می شود) لب به لب پر از آب گل آلود و خروشان بود و که انسان از دیدن آن وحشت می کرد. کمی جلوتر (نزدیک حرم) اتومبیلهایی ملاحظه می شد که به زیر اب رفته اند و گوشه هایی از آنها پیداست و تمام تاسیسات در دست ساخت داخل رود در اطراف حرم آماج سیل خروشان شده بود. و به گفته شاهدان سیل اتومبیلهای زیادی را نیز با خود برده بود.
کسی که برای اولین بار این صحنه ها را ببیند و با سابقه این شهر و این رود آشنایی نداشته باشد چنین به نظرش می رسد که چه کار احمقانه ای! آدم عاقل مگر داخل رودخانه فضای سبر و پارک و پارکینگ و تاسیسات ایجاد می کند؟!!!!
با توجه به برف سنگین و بی سابقه و سرمای ۲۹- زمستان ۸۶ و گرمای بالای ۴۵ درجه تابستانهای قم، از نظر آب و هوایی باید این شهر را شهر عجایب نامید.
