تبليغاتX
بهانه

بهانه

همان ( بهانه )

ملتی با همت و پر تلاش و لی عقب مانده!!!

در سنین کودکی و نوجوانی مدام از وسایل متداول ارتباطی پیرامون خودم (شامل رادیو و تلویزیون کتابهای درسی ، معلمان و مسوولین مدارس، سخن رانان و مجلات و روزنامه هاو ...) می شنیدم که ملت و مردم کشور ما مردمی بسیار باهمت باغیرت و پشتکار و خستگی نا پذیر ، فهیم و باهوش و پرتلاش هستند به نحوی که هیچ ملتی در همیت و انسانیت به پای ملت ما نمی رسد لذا همیشه در عالم کودکی به کشور و ملت خود افتخار می کردم و از اینکه در چنین کشوری و با چنین مردمی زندگی می کنم خوشحال بودم . کم کم که بزرگ شدم و در دانشگاه،خدمت سربازی، جامعه و محل کار و در عالم واقع دیدم که کمتر کسی ویژگیهای فوق را دارد و دیدم و فهمیدم که کشور ما در علم و تکنولوژی و دانش و ثروت و اقتصاد و هنر و قدرت و بسیاری جهات دیگر  از بسیاری از کشورها عقب است تا جایی که جزء کشورهای عقب مانده و جهان سومی محسوب می شود و این بسیار برایم جای تعجب بود چرا با وجود اینکه ما اینقدر مردمان خوب ، پرتلاش و همت و غیرت و با این همه اوصاف خوب هستیم از بسیاری کشورها همچون کره،ژاپن، کشورهای جنوب شرق آسیا، استرالیا، هند، چین، کشورهای اروپایی ،  آمریکا و روسیه و ... که در بسیاری جهات پیشرفته تر از ما هستند عقب هستیم؟و در جهات مذکور اختلافی ۵۰ - ۶۰ ساله با آنها داریم یعنی اگر آنها ،متوقف بمانند و ما به سرعت پیشرفت کنیم تازه ۵۰ سال دیگر به آنها می رسیم.

چرا؟ چرا ملتی به این با هوشی و پرتلاشی و فهیم و عاقل،  اینقدر عقب مانده است؟

گاها مردم می گویند مقصر مسوولین و مدیران و دولت مردان هستند چون مثلا تجربه و سواد ندارند یا صادقانه کار نمی کنند یا متخصص نیستند یا ... و مسولین نیز ملت را مقصر می دانند و مثلا فلان رفتا مردم فلان کشور را به رخ می کشند و می گویند مردم ما آن گونه عمل نمی کنند یا می گویند علت عقب ماندگی ما استعمار و دول سلطه گر خارجی و حکومتهای سابق و فلان و بهمان است .

اما واقعیت این است که علت این عقب ماندگی به خود ما بر می گردد به همه ما به ایرانی بودن ما . عناوین و توصیفات و مشخصات حسنه ای که فوقا اشاره شد تنها القاب و تعاریف و تعارفاتی است که ما خود به خودمان نسبت می دهیم  شاید به این دلیل که سرخورده و افسرده نشویم و لا اقل یک غرور کاذب به ما دست بدهد. بله ما ، یعنی ایرانیها ابدا آن ویژگیهایی که به خود نسبت می دهیم را نداریم اعم از ملت و مسوولین، چرا که مسوولین نیز از همین ملت هستند و بالاخره چنین ملتی نیز مسوولینی همچون خودر را برای زمامداری بر می گزینند یا به آنها اجازه زمامداری می دهند.

اگر کره ای ها و ژاپنیها و روسها و فرانسوی ها و ... پیشرفته اند چون ویژگیهایی غیر از ویژگیهای ما دارند مگر می شود ما از آنها باهوش تر و پر تلاش تر و  با همت تر باشیم و لی آنها از ما پیش رفته تر باشند.

واقعیت، چنانکه با مرور تاریخ و ملاحظه مردمان کشورمان در حال حاضر( در کوچه و خیابان ، در خدمت سربازی ، در دانشگاه ، و در محیط کار و اداره ) می بینیم این است که  ما مردمانی راحت طلب، کم فروش و کم کار، زیراب زن ، حسود و تنبل هستیم ، چشم دیدن پیشرفت یکدیگر را نداریم، سعی می کنیم از موقعیتها سوء استفاده کنیم، کارهای راحت و پر درآمد را دوست داریم و لو به زیان دیگران باشد و راحت ترین راه ها را برای ترقی انتخاب می کنیم، به فعالیت جمعی و همکاری علاقه ای نداریم، احساس و عاطفه گروهی نداریم، قانون گریز و خود رای هستیم ،همیشه سعی داریم از اعتماد و سادگی دیگران سوء استفاده کنیم و جاه طلب هستیم به هیچ قیمتی دوست نداریم آن را از دست بدهیم ، همیشه تقصیر را به گردن دیگران می اندازیم و هیچ گاه خود را مقصر نمی دانیم و عادت به عذر خواهی نداریم،  بهانه جو هستیم همیشه از کار دیگران ایراد می گیریم و لی هیچگاه خودمان راه حلی نداریم،همیشه از خود تعریف می کنیم و خیلی دوست داریم دیگران هم از ما تعریف کنند،خیلی زود جو گیر و احساساتیمی شویم ، کارهایی را که به دیگران توصیه می کنیم خودمان انجام نمی دهیم و ... بله این ویژگیهای ما ایرانیهاست ( بیراه نگفته اند که مثلا ۷۰- ۸۰ میلیون جمعیت هستیم که دستمان در جیب یگدیگر است و دعوایمان هم نمی شود) و عقب ماندگی و ضعف ما بیشتر از هر چیز معلول این ویژگیهاست نه چیز دیگر و این خصوصیات مختص مردمان زمان حال نیست و ازدیر باز در ایرانیان بوده و اصطلاحا در خون ماست و شاید نمود بیشتر آن از زمان قاجار به بعد پدیدار گردیده است و با حذف عناصر دلسوز و با همتی چون امیر کبیر هر چه بیشتر موجب عقب ماندگی ما شده است و تا به این منوال پیش برویم پیشرفتی نخواهیم کرد و با شعار و از خود تعریف کردن هم چیزی عوض نمی شود و ۵۰ سال که چه عرض کنم ۵۰۰ سال دیگرهم به پای کشورهای پیشرفته نمی رسیم.

راه حل چیست؟ این مشکل نسخه ای ندارد که یک شبه یک ماهه یا یک ساله و حتی چند ده ساله آن را مرتفع نماید چرا که خلق و خوی یک ملت را نمی توان یک ماهه و یک ساله تغییر داد بلکه باید نسل و نسلهایی بگذرند تا شاید ایرانیها بتوانند از این وضعیت خلاصی یابند و نسخه ان این است که ((عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی)) بله راه حل تربیت نسلی و نسلهایی جدید است که روحیات و خلق و خوی آنها تصفیه شده باشد و خصلتهای بد از انها زدوده شده و به خصلتهای خوب آراسته شوند و این کار جز با انجام امور تربیتی بر روی کودکان و خردسالانمان ممکن نیست و باید کاری بکنیم که خصلتهای خوب در ناخود آگاه آنها جا بگیرد و انسانهایی متفاوت از ما گردند تا بتوانند گام در راه پیشرفت و ترقی و دنیایی نو بگذارند.و جای امیدواری است که این رویه از هم اکنون شروع شده باشد.

مسوولیت اصلی این کار به عهده دولت است به ویژه از طریق صدا و سیما و آموزش و پرورش و تمامی ابزارهای ممکن دیگر تا بتوانیم ویژگیهای خوبی همچون احترام به قوانین و حقوق دیگران، نظم، قناعت، صرفه جویی، پشت کار، علاقه به علم و دانش، صداقت و وجدان کاری، نوع دوستی، روحیه کار گروهی ، قبول تقصیر و معذرت خواهی احترام به تلاش و موقعیت برتر علمی و تخصصی دیگران به ویژه نخبگان و قبول اینکه دیگران ممکن است ازما بهتر و کاردانتر باشند و .... در نسلهای بعد نهادینه کنیم و از این طریق است که خود به خود پیشرفت خواهیم کرد بدون اینکه شعار آن را بدیهم یا نیاز به تعریف دیگران داشته باشیم.

البته اگر چه گفته می شود خانواده در تربیت و آموزش نسلهای جدید نقش اساسی دارد و باید مسوولیت اصلی به دوش خانواده باشد، سخنی کاملا بجا و درست است ولی مساله این است که خانواده هایی که خود از تربیت لازم برخوردار نیستند چگونه تربیت کننده نسلی بهتر باشند به همین دلیل باید نهادی غیر از خانواده مخصوص این امر اختصاص یابد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 21:19  توسط امیر مهرورزان  |