تبليغاتX
بهانه

بهانه

همان ( بهانه )

چرا وبلاگ من پر بیننده نیست؟!!!

هر وقت وارد وبلاگ خودم می شوم اولین چیزی که مشتاقم ببینم تعداد بازدیدکنندگان وبلاگ و آخرین نطر دهنگان و نظارت است و فکر می کنم هر صاحب وبلاگ و سایتی چنین باشد با اینهمه تعداد بازدید کنندگان و نظر دهندگان وبلاگ من قابل توجه نیست و همچینین است در وبلاگهای مشابه. منظورم وبلاگهایی است که افراد معمولا  عکسها و تصاویر و نظرات و ایده های شخصی یا نقل قولهای قابل توجه را وفق سلیقه و گرایشهای خود در وبلاگ می آورند لاکن یک ((خصیصه)) را رعایت می کنند و آن این  است که پا را از گلیم عرف و ادب و هنجاراها فراتر نمی گذارند و خارق العاده(خرق کننده عادات رایج و جاری در جامعه بیرون) نیستند. لذا کمتر پیش می آدی که در چنین سایتها و بلاگهایی تعداد بازدید روزانه ۳ رقمی شود .

در مقابل وبلاگهایی هستند که دورنیات و تمایلات درونی و امیال باطنی انسانها را موضوع قرارداده اند و مطالب و موضوعاتی ( اعم از عکس ، مطلب و ...) را مطرح می کنند که انسانها و خوانندگان در جامعه بیرون به راحتی قدرت طرح و دسترسی به آن را ندارند به همین جهت در خلوتخانه خود در وبلاگها وسایتها به جستوی آنها می پردازند بدون اینکه در کانون توجه و مظان اتهام دیگران قرار گیرند.

لذا در مقایسه ی وبلاگها ، وب سایتها و سایتها، آنهایی که عبارات و موضوعاتی همچون(( تمایلات جنسی)) ، (( سکس)) ، ((دختر ایرونی))  ، (( دختر تهرونی)) ، (( خانم خوشگل )) ، (( آرایش و زیبایی)) ، (( عشق )) ، ((عاشقانه ))،(( ۱۸+ )) ، (( عکسهای توپ)) ، (( عکسهای بازیگران)) ، (( جوک و اس ام اس باحال)) ، (( ناناز)) ، (( جیگر)) ، (( دوست دختر)) ، ((در و داف ))  ، (( خیابانی)) ، (( تصاویر و عکسهای دیدنی)) (( فیلتر شکن قوی )) ، ((فیلتر شکن جدید)) ، (( عکسهای خصوصی)) ، ((استخر زنانه))، (( زن و زیبایی)) ، (( جدید ترین مدل مو )) ، (( جدید ترین مدل لباس))، (( دوربین مخفی )) ، (( روشهای حک یا هک کردن دیگران)) ، ((طریقه به دست آوردن شماره تلفن یا آی دی طرف مقابل )) ، (( روشن کردن بلوتوث دیگران)) ، و .... و نیز موضوعات سیاسی و ضد حکوتی یا نظام را محور کار خود قرار داده اند بازدیدگنندگان به مراتب بیشتری دارند و نکته قابل توجه این است تمام این موضوعات چیزهایی هستند کا غالبا افراد از آنها منع می شوند و پرداختن به آنها خلاف عرف و عادات و اخلاق رایج اجتماع ماست .

ضمنا فراموش شد بگویم که وبلاگ یک دختر تنها که مشتمل بر درد دلها و دل نوشته ها و مطالب و اشعار عاشقانه او می باشد نیز از جمله وبلاگهایی است که بیننده و نظر دهنده زیاد دارد مخصوصا از جنس مخالف.!!

میگی نه؟! نگاه کن.

اَلاِنسانُ حَریص بِما مُنعَ  

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:2  توسط امیر مهرورزان  | 

با شهریار ما چه کرده اید!!؟ 

مجموعه تلویزیونی استاد شهریار رو به اتمام است و هر چه به پایان نزدیکتر می شود حیرت و حسرتمان بیشتر می شود در قسمتهای قبلی شهریار، با تمام معایب سریال، چهره معصومانه و اصطلاحا میمک چهره و به ویژه صدای بازیگر نقش شهریارـ اردشیر رستمی ـ وجهه خوب و جدی به استاد شهریار داده بود بالاخص اینکه بیننده هیچ سابقه ذهنی قبلی از این هنر پیشه نداشت اما در ادامه، بازی و صدای سیروس گرجستانی با آن سوابق بازیهای طنز و کمیک،( هاشم آقای سریال متهم گریخت) کلِ سریال و شخصیت استاد شهریار را زیر سوال برده و تخریب نمود و اختلاط شخصیت شهریار با نقشهای کمیک و غیر جدی سیروس گرجستانی در ذهن بیننده مانع از آن می شود که بیینده حس کند که در حال تماشای زندگی شخصیت برجسته استاد شهریار است،فی المثل در خواب آیت الله مرعشی نجفی،این سیروس گرجستانی است ( اگر نگوییم هاشم آقا) که در مقابل حضرت علی (ع) نشسته و نه استاد شهریار.بهتر بود تا بازی میان سالی و سالخوردگی استاد شهریار( و سایر شخصیتهای مشابه) را به کسی می سپردند( بسپارند) که سابقه بازی نداشته باشد یا لاقل سابقه و وجهه نامناسب در اذهان بینندگان نداشته باشد.در مقایسه برای نمونه در سریال روزگار قریب،انتخاب مهدی هاشمی برای ایفای نقش دکتر محمد قریب( اولین متخصص اطفال در ایران) بسیار مناسبتر به نظر می رسد.

ardeshir e rostami

siroos e gorjestani

لکن سیما فیلم و تبریزی با استاد شهریار چنان کردند که بیچاره در قسمتهای واپسین سریال روانی حواس پرت و هذیان گو شد و تبدیل با شاعری دیوانه گردید و اعتبار خود را نزد بیننده از دست داد. در جایی نخوانده و نشنیده ایم که استاد شهریار در اواخر عمر حواس پرت بوده و هذیان می گفته به فرض صحت نیز معلوم نیست سازندگان چه دلیل و ضرورتی برای به رخ کشیدن آن دیده اند در حالی که می توانستند صحنه هایی را که استاد شهریار با خواندن شعرهای شور انگیز خود ( با آن لحن خاص، پر شور و بغض همیشگی اش ) در محافل دانشگاهی از جمله دانشگاه تبریز ، مشهد ، شیراز و غیره جمعیت را به وجد می آورد را به تصویر بکشند یا دیدار و وداع بسیار زیبا و پر سوز و گداز استاد شهریار با لسان الغیب حافظ شیراز را باز سازی کنند:

به تودیع تو جان می خواهد از تن شد جدا حافظ

به جان کندن وداعت می کنم حافظ خدا حـــــافظ

تو صاحب خرمنی و من گدایی خوشه چـــین اما

به انعام تو شـــایستن نه حــد هر گــــدا حـــــافظ 

یا صحنه خواندن شعر آذری قاصدِ یار،(( یار قاصیدی))، را با صدای خود استاد و لبخوانی بازیگر نقش، باز سازی کنند که صدای استاد در حال خواندن این شعر که آمیخه با اشک و آه  است هر شنونده ای را متاثر می سازد :

سن یاریمین قاصیدی سن      اگلَش  سنه چای دِمیشم   

خیالینی گونــــــدریب دیر        بس که من آخ وای دِمیشم

آخ، گِجَه لـر یاتمامیشام        من سَنَه لای لای دمیشـم

سن یاتالی من گـــوزومه         اولدوزلاری سای دمیشــم

سندن سونرا، حیاته من         شیرین دیسه، زای دمیشم 

هر گوزلدن بیر گول آلیب         سن گـــوزله پای دمـــیشم

گاه طو یووی یاده سالیب          من دلی نای نای دمیشم

ســـونرا یِنه یاسه باتیب          آغلاری های های دمیشم

اتک دولــــی دریا کیمی         گوز یاشیما ، چای دمیشم

عُمرَه سورَن من قَرَه گون          آخ دِمیشــــم وای دمیشم 

(کسانی که این شعر را با صدای خود استاد شهریار شنیده اند می دانند چه می گویم .)

بله از میان اینهمه صحنه زیبا معلوم نیست به چه علت صحنه های بی اهمیت و کذایی بیماری و حواس پرتی استاد شهریار به تصویر کشیده شده .

جالب اینکه استاد شهریار بسیاری از اشعار خود در توصیف و تایید انقلاب اسلامی و انقلابیون و جنگ تحمیلی را در همین سنین سالخوردگی سروده است. شاید سازندگان فیلم به این نکته توجه نداشته اند که با این کار این دسته اشعار استاد را زیر سوال برده اند و لابد استاد این اشعار را در حواس پرتی سروده است!!!

این دو نکته( انتخاب سیروس گرجستانی برای نقش استاد شهریار و به رخ کشیدن و تکیه و تاکید بر بیماری روحی و هذیان گویی استاد شهریار) را اگر ناشی از یک تفکر سوء در پس پرده و ضد شهریار ندانیم مسلما اشتباه و خطایی بسیار بزرگ از سوی سازندگان به شمار می رود. 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:29  توسط امیر مهرورزان  | 

باسمه تعالی

آیت الله مرعشی نجفی(رحمت الله علیه) از علما و مراجع شیعه است که در میان عموم مردم ایران شاید زیاد شناخته شده نباشد. لکن ایشان از مراجع عظیم الشان و اوتاد شیعه بودند که حدودا در سال ۱۲۷۵ شمسی(ده سال قبل از تولد استاد شهریار) در نجف اشرف به دنیا آمدندسالهای تحصیل آیت الله مرعشی نجفی مقارن با استعمار نوین بود که استعمار گران غربی بی رحمانه تمامی آثار علمی و فرهنگی جهان اسلام را به یغما می بردند و کتابهای نفیس خطی ومنابع و ماخذ علمی را از بلاد اسلامی جمع آوری کرده و به کتابخانه های اروپا منتقل می کردند در چنین شرایطی آیت الله مرعشی با درک موضوع یک تنه به جمع آوری کتابهای خطی و آثار فرهنگی و اسلامی نمود تا جایی که با پولی که از طریق نماز و روزه استجاری و کار در کارگاه برنج کوبی و تقلیل وعده های غذایی خود در شبانه روز به دو وعده به دست می آورد، اقدام به خرید و جمع آوری کتابهای خطی و منابع علمی و اسلامی نمود که نتیجه این تلاشها کتابخانه آن مرحوم در شهر قم است که از لحاظ شمول نسخه های خطی نفیس , نخستین کتابخانه کشور , سومین کتابخانه جهان اسلام و یکی از بزرگترین و مشهورترین کتابخانه ها در جهان به شمار می رود و منشاء برکات و محل مراجعه و استفاده بسیاری از محصلین، دانشجویان ،طلاب است و جویندگان علم و دانش است.

(اینجانب شخصا در دوره دانشجویی ـ سال ۷۷ـ که در مورد استاد شهریار تحقیق می کردم و وضعیت مالی مناسبی برای خرید دیوان و کتابهای مربوط به استاد شهریار را نداشتم از این کتابخانه بسیار بهره بردم و بارها برای مطالعه دیوان استاد شهریار به آن مراجعه کردم.)

آیت الله مرعشی دارای تالیفات بسیار و خدمات ارزنده ای در تدریس و اشاعه فقه و فرهنگ اسلامی می باشند . ایشان در شهریور ۱۳۶۹ ( دو سال بعد از وفات استاد شهریار) در قم رحلت فرمودند و سفارش کرده بودند : «حقیر با آنکه محل دفن مناسبی در حرم مطهر بی بی فاطمه معصومه (سلام الله علیها) برایم از سالیان قبل در نظر گرفته شده , لکن میل دارم در کنار کتابخانه عمومی زیر پای افرادی دفن شوم که به دنبال مطالعه علوم آل محمد (صلی الله علیه و آله) به این کتابخانه می آیند.»  و اکنون آرامگاه آن مرجع عالی قدر در ورودی کتابخانه زیارتگاه جویندگان علم و دانش است. 

آیت الله مرعش نجفی (ره)

 برای کسب اطلاعات بیشتر در خصوص این عالم بزرگ به این سایت رجوع کنید.http://www.alghaem.org/rahpouyan/user7/marashi.htm

شهریار شعرت را بخوان

آیت الله العظمی مرعشی نجفی بارها می فرمودند شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب , دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند . (( در ادامه مطلب))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:33  توسط امیر مهرورزان  | 

از ساده دلی تا صاحب دلی

شهریار ساده دلی بود که در جوانی عاشق شد و عشقش در نهایت خلوص و پاکی بود تا جایی که او را از ساده دلی به صاحب دلی رساند و عشق شهریار با کمک بالهای شعرش او را به اوج معروفیت و محبوبیت رساند تا جایی که پر بیراه نگفته ایم اگر بگوییم عشق او در ردیف عشقهای افسانه ای همچون لیلی و مجنون، شیرین و فرهاد و وامق عذرا قرار می گیرد. عشقی که هر چه عاشق پیر تر می شود شعله عشقش بیشتر زبانه می کشد عشقی که آمیخته باغم تا پایان عمر همراه استاد شهریار بود .

من شهریار عشقم و غم شاهکار من

ای پری

پیر اگر باشم چه غم،عشقم جوان است ای پری           وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری

هر چه عاشق پیر تر عشقش جوانتر می شـــود           دل دهـــد تاوان اگـر تن ناتـوان است ای پــــری

پیل مــاه و ســال را پهـــلو نمـــی کـــردم تهـــی            با غمت پهلو زدم،غم پهــلوان است ای پــــری  

هر کتاب تازه ای کـــــــز ناز داری خـــود بخــــوان            من حریفی کهنه ام،درسم روان است ای پری

یاد ایامــــی که دلــــهــــا بود لــــــبریز امیـــــــــد             آن اوان هم عمر بود،این هم اوان است ای پری

با نــواهــای جـــرس گاهـــی به فـــریادم بــرس             کیــــن ز راه افــتاده هم از کاروان است ای پری

کـــام درویشـــــان نداده خـدمت پیران چه سود             پیــــر را گــــو شــهریار از شبروان است ای پری

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:17  توسط امیر مهرورزان  |