
سلام . امروز صبح در تشییع جنازه مردی شرکت کرده بودم که از فوتش خیلی متاثر شدم . همه کسانی هم که در تشییع اون بودن متاثر بودن و از ته دل گریه می کردن اون فامیل من نبود فامیل بیشتر اوناییم که گریه می کردن نبود . اما همه خیلی دوسش داشتن نه به خاطر اینکه یه آدم معروف بود نه به خاطر اینکه یک هنر مند بود نه به خاطر اینکه استاد دانشگاه یا فیلسوف بود آدم پولداری هم نبود که گفته بشه به خاطر پولاش اون همه آدم برا تشییعش اومده بودن، ولی خیلی دوست داشتنی بود چون فقط یه (آدم خوب) بود. یه آدم خوب بود، برای اینکه آزارش به هیچکس نرسیده بود، حق کسی رو ضایع نکرده بود. هیچکس در مدت آشنایی با اون یک ذره تکبر از اون ندیده بود همیشه با همه خوشرو بود وچه کوچک چه بزرگ چه آشنا و چه غریبه اخلاقش تا جایی پسندیده بود که من مطمئنم همه اونایی که میشناختنش از ته دل گفتن خدا رحمتش کنه ( آدمه خوبی ) بود. بله ( آدم خوب) بودن نیاز به کار خاصی نداره یه آدم می تونه به همین سادگی به حدی خوب باشه که هیچ بنده ای از اون ناراضی نباشه و مسلما خدا هم از چنین شخصی راضی خواهد بود اون پیر مرد ، کربلایی مسیحا قاسمی ،یه همسایه قدیمی بود سر نماز سکته کرد. توی پلا کاردی در مجلس ترحیمش از اون به عنوان عارف وارسته یاد کرده بودن در حالی که سواد خواندن و نوشتن هم نداشت ولی به نظر من و خیلیا عنوان بی جایی به نظر نمی رسید.!!!
شاسیته است تمام کسانی که این مطلب رو می خونن نثار روح بزرگش یک فاتحه بخونن
